حال و حکايت معراجنامه ابن ديلاق
اولين بار بخشهايى از شعر “معراج نامه” ابن ديلاق را در سالهاى پيش از انقلاب ۱۳۵۷ و در کتاب ارزنده باستانى پاريزى “پيغمبر دزدان” خواندم. هرچند که براى من خود حال و حکايت پيغمبر دزدان و اشعار و طنزهايش به اندازه کافى جذاب و دلکش بود اما معراج نامه ابن ديلاق محسورم کرده بود. شايد به اين خاطر که خيلى به زمانه ما نزديکتر بود و شايد و فکر ميکنم به بيان دقيقتر طنز و ديدگاه ابن ديلاق در معراج نامه اش عميقتر و ريشه اى تر بود.
هرچه که بود در آن زمان بخشهايى از اين مثنوى قوى در ذهنم نقش بست و گاهاً قطعاتى را که بى احتيار در خافظه ام نقش بسته بود براى دوستان و نزديکانم ميخواندم و ميخنديديم.
سالها بعد بلاخره چاپ هفدهم”پيمبر دزدان” ﴿ ۱۳۸۲﴾ را پيدا کردم که بخشهايى از معراج نامه را مجدداً در خود داشت. با توضيحات و حواشى بيشترى از باستانى پاريزى.
در جستجوى نام واقعى شاعر متخلص به “ابن ديلاق” بودم، باستانى مثل بسيارى از ديگران، شاعر “معراج نامه” را ذبيح بهروز معرفى ميکند و آنطور که در چاپ هفدهم کتاب اشاره ميکند ذبيخ اين انتساب را انکار ميکند و با ميانجيگرى يکى از دوستان مشترکشان قضيه به شکايت ذبيح از باستانى نمى کشد و ماجرا فيصله پيدا ميکند.
اينکه چرا ذبيح بهروز زير بار اين انتساب “سر به باد ده!” که به نوعى اعلام جرم عليه خوش هم بود نميرود روشن است. اگر ذبيح ميپذيرفت که شعر از آن اوست! بايد مکافات عمل را هم بجان ميخريد و سر را بر دار آونگ ميکرد!!!
چرا که نه خيل بزمچه هاى شاهى و نه گله ملايان تحملش نکردند و نميکنند! اما عجيبتر اينکه حتى هوادارن ذبيح ﴿به استثنا باستانى پاريزى!﴾ عليرغم “دار دار خبر دار کردن ها!” که هواخواه و شاگرد ذبيح بوده و هستند، در اين زمانه انترنتى، نسخه دقيقى از کتابش را منتشر نمى کنند!؟ چرا؟؟ از تعارفات و تشريفات بدور شخصاً فکر ميکنم که کَلک به تنبان دارند و کارش را چندان قبول ندارند!!! همين و بس! و گرنه چرا بايد اين چنين سرگردان به دنبال يک نسخه حقيقى از کتاب شخصيتى که در بيست و يكم آذر ۱۳۵۰در تهران فوت كرده و به ديار باقى شتافته و ديگر هيچ تنابنده اى جز همان خداى مسخره معراج نامه طرف حسابش نيست! سرگردان باشيم؟
معراج نامه در همان زمان انتشارش يعنى دوران حکومت ديکتاتورى رضا خان، هم از طرف شاه و هم از طرف ملايان مورد تهاجم قرار ميگيرد. “شاه شاهان!” کتاب را توقيف ميکند و گله ملا ها و “علما و فضلاى!” ساکن استبل هاى حوزه علميه، تخماق تکفير و ارتداد را برسر شاعر طنز پرداز و شاهکارش معراج نامه به جولان در مى آورند.
ماحصل اينکه کتاب بلافاصله توقيف ميشود و از بازار جمع آورى ميشود و لابد سوزانده مى شود و ظاهراً تعداد بسيار کمى از نسخه هاى انتشار اول، در کتابخانه هاى شخصى اين و آنى که هنوز جسارت توزيع انترنتيش را هم ندارند، محبوس و بلا تکليف! خميازه انتشار مى کشند.
ظاهراً تنها نسخه قابل دسترس و رها از تاريکخانه و غل و زنجير شخصى شاگردان و وطن پرستان هوادار ذبيح نسخه هايى است که دوست فرنگى ذبيح “پوفسور بنيامين شلکن هاين” با سعى و اهتمام در خارج از کشور چاپ کرده.
من توانستم دو نسخه از معراج نامه را پيدا کنم، اول نسخه انتشارات مهر در پاريس و دوم نسخه انترنتى که سايت کافر انتشار داده. ناشر انتشارات مهر در پاريس فرانسه ﴿۱۳۶۳ـ ۱۹۸۴﴾ که اين کتاب را باز تکثير کرده در مقدمه و توضيح، ناشر بشکل عجيب و غريب و مبهمى تو ضيحاتى صادر ميکند و بعد از تاکيد بر “حق چاپ محفوظ! ﴿حالا کدام حقّ؟با اجازه کى؟ و کدام چاپ؟ و اصلاً چرا؟؟؟؟ خداى معراج نامه ميداند و انتشارات مهر پاريس!؟﴾”. درهرحال مرقوم ميفرمايند که……!:
“معراج نامهٔ ابن ديلاق از آثار طنزآلود و ضد مذهبى دوران رضا خان است. نيز الهام بخش نوشته هاى ديگر از جمله “بعثت الاسلاميه ۤ فى بلاد الفرنجيه صادق هدايت و “صحراى محشر” جمالزاده است. همچنين تصوريى است از خود رضا خان ﴿در شعر پادشاه ختن﴾ از رجال دورهٔ رضا خان، از جمله تقى زداه ﴿در داستان گندستان گند نامه﴾ و ايران شناسان آن زمان از جمله ادوارد براون ﴿پروفسور بنيامين شلکن هاين﴾
گرچه نويسنده معراج نامه را ملايان تکفير کردند و معراج نامه توقيف شد، اما هنوز نسخه هايى از اين اثر در کتابخانه هاى فرنگ از جمله کتابخانه ادوارد براون و کتابخانه ملّى پاريس، تحت عناوين گوناگون باقى است. در انتشار اين اثر ما از همان نسخ بهره جسته ايم
انتشارات مهر”
بسيارخوب! ابتدا بايد از اقدام انتشارات مهر قدرشناسى کرد که بلاحره نسخه قابل دسترس از اين کتاب را منتشر کرده. از اين نظر بايد جداً سپاسگزار بود. اما!
انتشارات مهر کتابى چاپ کرده ظاهراً بر مبناى دو نسخه موجود در فرنگستان! يکى کتابخانه شخصى ادوارد براون البته پرانتز باز پروفسور بنيامين شلکن هاين پررانتز بسته. و يکى هم در کتابخانه ملّى پاريس! البته تحت عناوين مختلف! اما کدام عناوين؟ بلاخره آدم کنجکاو بدنبال دسترسى به ماخذ اين کتاب به کدام عنوان يا کتابخانه عمومى يا شخصى؟ بايد مراجعه کند؟ و اصلاً اداوارد براون يا پرانتز باز پروفسور بنيامين شلکن هاين پررانتز بستها در چه سالى اين کتاب را در خارج کشور منتشر کرده و دقيقاً نسخه منتشره در ايران در چه سالى بوده؟ همه سوالها بى جواب ميماند!
نسخه اى را که سايت کافر انتشار داده کم و بيش داراى همين معايب است به اضافه اينکه فايل پى دى اف معراج نامه کله پا چاپ شده و قسمت آخر معراج نامه کاملاً بهم ريخته است. بهرحال من مبنا را کتاب پيغمبر دزدان و معراج نامه چاپ شده در اين کتاب فرض گرفتم چرا که قاعدتاً باستانى نظرى کارشناسانه تر از همه ما دارد. معراج نامه باستانى بجز حذف اجبارى “داستان جنگ احُد” و “داستان منزل ام هانى” و بقيه فصل هاى کتاب که ارتباطى به متن معراج نامه ندارد درج کرده،
در طببيق متن هاى موجود معراج نامه در عين حال متوجه اختلافاتى در ابيات و اضافه يا کمبودن ابياتى در سه متن قابل دسترس شدم. براى محکم کارى تمام ابيات مجود را در اين متن گنجاندم و معانى کلمات را هم به آن اضافه کردم و هرجا که معنى لغت را پيدا نکردم به علامت سوالى در مقابل کلمه اکتفا کردم.
چاپ هاى موجود از کتاب معراج نامه دارى بخش بندى و فهرست نيست سايت کافر اين مهم را انجام داده است و من براى تسهيل مراجعه کننده به متن به فهرست گذارى سايت کافر اتکا کردم.
معراج نامه دارى چهار فصل و هر فصل داراى چند بخش است. من فصلها را در صفحات مختلف دسته بندى کردم براى مثال فصل معراج نامه، فصل مراَه السرات، فصل گندستان، فصل گند نامه،. لينکها هر کدام از اين بخش ها در منوى صفحه موجود است و بخش هاى هر فصل به ترتيب در همان صفحه با عنوان، بخش بندى شده اند.
به تدريج تمام بخش ها تايپ و تکميل خواهند شد. از خواننده عزيز تمنا دارم که چنانچه به متن اصلى دسترسى دارد متن را بدون هر نوع دخل و تصرف منتشر کند يا در اختيار اين سايت براى انتشار قرار بدهند و هرجا که ملاحظه و نکته تکميلى در هر زمينه داشتن به مناطلاع بدهيد. ما بايد که به ادبيات آته ائيستى بيش از اينها اهميت بدهيم اميدوارم اين سايت هم در کنار ديگر سايتها بتواند قدمى در اين راه بردارد، اما بيش از هرچيز دست يارى من به سوى شما دراز است.
۲۱ آگوست ۲۰۰۷
يک گوشه اى از اين دنيا
داروين
Filed under: حال و حکايت ابن ديلاق | Leave a Comment »

