معجزات

 

معجزات

 

بس معجزه کرد اين پيمبر
از بهر عوام و مردم خر

تا آنکه همه به وى گرايند
برگفتهٔ او عمل نمايند

شقّ کرده ميانهٔ قمر را
بر داد درخت بى ثمر را

با علمِ اشاره، آنهم از دور
بس مُرده که زنده کرد در گور

آب دهنش شفا و مرهم
قربان اخ و تُفش بگردم

پاسخ دهید